تنهايي

به وبلاگ من خوش آمدید

تولدت مبارك******** دوست دارم ستاره
تو رفتی و حرفات هنوز یادمه ********** اسم قشنگت توی دیوانمه
خدافظی نکردیا دیوونه ************* اینو همیشه من یادم می مونه
تو رفتی و شعرام همه تموم شد ********** دیگه به کی بگم پیشم بمونه
نگفتی که اینجا دیوونه داری ********** اسمم شاید تو ذهنت نمی مونه
عقده شده حرفای آخر من *********** اینا همش تو دل من می مونه
من که بودم تو هم پیشم می موندی********* شاید باید می رفتیم خدا می دونه
دلم می خواد گریه کنم آخرش ********** دستمال اشکیم هنوز رو گونمه
شعر از خودم بود ...... ای خدااا

چرا همیشه تنهام؟ *******چرا گریون چشمام؟
چرا بی تو نمیاد ****** خنده به روی لبهام؟
چرا انقدر سرزنش****** می گن نمی ری بهشت
عشقت دروغ بهار******* تو بازی سرنوشت
چرا باید بشینم ******* تورو تو خواب ببینم
ببینم که تو رفتی******* بازم ماتم بگیرم؟
چرا سکوت کنم من****** یعنی باید بشینم؟برو بگذار بمیرم****** شاید آروم بگیرم
شعر از خودم بود
به خاطر من نرو********** بیا با من سفر کن
اگه دوسم نداری********** بگو جون به لبم کن
بگو که این بهاره ********** واسم نبود ستاره
بگو همش می شکنه********** با شوخی و اشاره
آره من مشکل دارم ********** د یوونتم حق دارم
می دونی که یک دلی ********** سرشار از ماتم دارم؟
دلم خیلی گرفته ********** غصه ای هست که رازه
چرا که هیچ کسی نیست ********* با دل من بسازه
برو بهش بگو که *********** دوست دارم ستاره
بگو که هیچ عشقی نیست********** بین منو بهاره
شعر از خودم بود
پرم از بوی رسیدن
پرم از بوی پرنده
تو پر از بوی توقف
تو مث سم کشنده
تو دروغی.حتی دیوقصه بد نیست مث تو
کشتن باغچه رو پاییزهم بلد نیست مث تو
حالا از خالی ترین غروب پاییزی پرم
نمی تونم با دو دستم بدی هاتو بشمرم
تو دروغی مث پهلوونای شهر فرنگ
مث گرگی که کلاه قرمزی قصه رو خورد
مث آوازخروس قندی که زودی آب می شد
مث اسب چوبی که مارو به هیچ جا نمی برد
تو دروغی.حتی دیوقصه بد نیست مث تو
کشتن باغچه رو پاییزهم بلد نیست مث تو
طفلکی من که چه ساده به عذاب ما نشسته
طفلکی این من بی من .بی تو بدجوری شکسته
کاشکی چشمات واسه پرپر زدنم گریه می کرد
تن تازت واسه زخمای تنم گریه می کرد
کاشکی چشمات توی تاریکی به دادم می رسید
واسه بی حجله عروسی که منم گریه می کرد.....
شعر از : شهیار قنبری
نباید به پشت سر نگاه کنم**********آخه راه رفته دیدن نداره
دیگه هر چشمی بذار گریه کنه******** صدای گریه شنیدن نداره
قصه ی لبهای یخ بسته که خوندن نداره
آخه اینجا با دروغ های تو موندن نداره
همه ی روزها برام مثل همه********** دیگه زندگی برام جهنمه
واسه تویه پنجره دنیایی یه************* واسه من یه پنجره خیلی کمه
همینه که من به شب************* دیگه تن در نمی دم
از غم قصه ی تو ************* گریم و سر نمی دم
قصه ی لبهای یخ بسته که خوندن نداره
آخه اینجا با دروغ های تو موندن نداره
تو می خوای منو تو مرداب ببینی
منو عاشق منو بی تاب ببینی
اما من به قصه هات گوش نمی دم
تو باید موندن ام وخواب ببینی
قفل تنهایی من**********یه روز آخر وا می شه
اگه از اینجا برم********** کلیدش پیدا میشه
می رم جای من اینجا نیست
عشق تو زیبا نیست
رویا نیست
غوغا نیست
می رم تا تو شباچشات بسته شه
دیوار اتاقت از عکسم خسته شه
می رم تا بارون ********* منو یاد تو نندازه
می رم یه جای تازه******* می رم یه جای تازه
می رم با چشمای خیس و قلب بی گناه
می رم حتی نمی ندازی به من نگاه
هر جا می رم اما بازم یادت می افتم
اینو به همه گفتم ******** اینو به همه گفتم
کاش می شد تو ببینی من اینجا چه تنهام
وقتی که تو نباشی به هم می ریزه دنیام
اینجا کسی نیست با چشمای بازو روشن
بی تو چه غریبم من
می رم جایی که دریا نیست
عشق تو زیبا نیست
رویا نیست
اخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟
آدم میتونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟
می گن دسای ناز تو مهمون دستای دیگس
یه شب تو دستای منه فردا ولی جای دیگس
می گن تو راست نگفتی که تا آخرش مال منی
چشمای رنگ عسلت دنبال چشمای دیگس
اخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟
آدم میتونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟
اینورو اونور شنیدم تازگیا زیاد میری
همیشه با من نمیای هر جا دلت میخواد میری
با من غریبی میکنی.هرچی میگم نمی دونی
حس میکنم خسته شدی .میخوای منو برنجونی
دلم گواهی میده تو. دنبال یه بهونه ای
همش دلت می خواد بری میگم بمون نمیمونی
اخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟
آدم میتونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟
تو طول راهت نکنه قلبتو دادی به کسی
اون کیه که به جای من شبا براش دلواپسی
چند شبه دیوونه شدم نمیشه باور بکنم
با کابوس نداشتنت زندگیمو سر بکنم
شاید می خوان بین مارو دیوار ابری بکشن
باید بشینم یه گوشه یه فکر بهتر بکنم
اخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟
آدم میتونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟
یعنی دروغه که تورو این روزا دیدن با یکی
یا خواستی امتحان کنی عاشقیمو یواشکی؟
حق با دل من بوده یاچشم و نگاهای همه؟
{بازخودمو گول میزنم با قصه های الکی}
دلم داره بهم میگه نگاش مث گذشته نیست
نه اون کسی که خودشوبرای تو می کشته نیست
قصه ی اولا قصه ی یه فرشته بود
همون دل منو شکست حالا دیگه فرشته نیست
فرشته دل نمیشکنه اهل بهشته باوفاس
خیانت و شکستنم فقط مال ما آدماس
اخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟
آدم میتونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟
شعر از مریم حیدر زاده
شب مهتابه و چشمام از یاد تو خیس
دیگه عادت شده با بغز واسه ی تو می نویسه
کاش می فهمیدی که قلبم خونه ی آرزوهات بود
یه نفس تنها نبودی همیشه دلم باهات بود
آسمون و ماه نقرش با یه عالمه ستاره
شاهدن که این بریدن دیگه برگشتی نداره
رفتی بی اونکه بدونی دل من مال خودت بود
حال بغزای شبونم به خدا حال خودت بود
سهم چشمای تو بودن توی دنیا هر چی داشتم
واسه ی خاطر نازت جونمو گرو گذاشتم
یه دروغ ساده اما قصه ی ما رو بهم زد
سرنوشتمونو آخر با جدا شدن رقم زد
توپشیمون شدی و من حالا صندوغچه ی دردم
سخته اما باورش کن من دیگه برنمی گردم
امایادت باشه حرفا مث گلوله های برفن
خیلیا قربونیای بی گناه دو تا حرفن
تو ترانه های شرجیم می درخشی تو همیشه
اما من هر کاری کردم که ببخشمت نمی شه
شعراز: مریم حیدرزاده
تو نبودی، که میگفتی از دروغ بدم میاد؟
تومیگفتی که دلم بااین کارا به دردمیاد
با تموم سادگیام حرف تورو گوش کردم
باهمه بچگیام من توروباورکردم
توهمونی؟ تو همونی؟ که الان دروغ میگی؟
تویی اون نامردی که حتی از منم بد میگی؟
همه حرفات همه کارات همشون دروغ دروغ
همه رازات همه چیزات همه بودن یک دروغ
توبا حرفات همه رو پیش من نامرد کردی
منِ خرنفهمیدم خودت بشون بد کردی
میخوام، آدما بدونن دلشون اسیر نشه
مثل من بدبخت نشن عاشقو در به درنشن
می خوام که بهت بگم هنوزم من دوست دارم
ولی لطفاً توبرو عشقتو باور ندارم.
فراموشی فراموشی فراموش
اَُجاق عشق من شد اینجا خاموش.!!!!!!!؟؟
ای حکایت بی انتهای عشق ،عشق به تو تنها بهانه ی زندگی من است
دوستت دارم،به شعور بلند انسانیت،به طراوت درختان سبز
مهربانیت جاوید
گلی گم کرده ام در باغ هستی
گلم پیدا شده شاید تو هستی
میرسد روزی که بی من روز ها را سر کنی
میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
میرسد روزی که تنها در کنار عکس من
شعر های کهنه ام را مو به مو از بر کنی
بی تو مهتا ب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شدوپشت حصارا گم شد
اسم توروروبال مرغانوشت
روکنده ی سبز درختا نوشت
یه روز که بارون میومدبهش گفت
یه روزدیگه موج دریانوشت
دریا با موجاش اونو از خودش روند
مرغ هواگم شدو اونو گریوند
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شدو پشت حصارا گم شد
باد اومدوتوجنگلا قدم زد
اسم تورو از همه جا قلم زد
ببینجدایی چه به روزش اورد
چه سرنوشتی که براش رغم زد
مثل آسمون عجیبی شبی آبی شبی قرمز
ولی هررنگ که باشی منو دوست نداری هرگز
دلمودادم به دست تو برای یادگاری
قابلی نداره برادرمیدونم دوسم نداری
تا یادم نرفته راستی تنها آرزوم همینه
کاش یه روز بگی که من همونم که می خواستی
با تو چه زندگی ها که تو رویاهام نداشتم
تک وتنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم
حتی من به آرزوهات تورو آخر می رسونم
میرسی تو. من اما آرزو به دل می مونم
هی میخواستم که بگم که بدونی حالمو
اما ترسو دلهره خط میزدخیالمو
تو رو گفتنو نگفتن از چه روزایی گذشتم
انقدره رفتم و رفتم که هنوزم بر نگشتم
من تموم قصه هام قصه ی توست
اگه غمگین اون از غصه ی توست
هر چه شعر عاشقونه من برای تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما می نوشتم تو بهشتم
اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعثشه
اگه مردم تو بدون چه کسی وارثشه
یا علی