گمشده ی من.22
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شدوپشت حصارا گم شد
اسم توروروبال مرغانوشت
روکنده ی سبز درختا نوشت
یه روز که بارون میومدبهش گفت
یه روزدیگه موج دریانوشت
دریا با موجاش اونو از خودش روند
مرغ هواگم شدو اونو گریوند
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شدو پشت حصارا گم شد
باد اومدوتوجنگلا قدم زد
اسم تورو از همه جا قلم زد
ببینجدایی چه به روزش اورد
چه سرنوشتی که براش رغم زد

