بهاره

به وبلاگ من خوش آمدید




Saturday, June 18, 2005

کاش

مثل آسمون عجیبی شبی آبی شبی قرمز
ولی هررنگ که باشی منو دوست نداری هرگز
دلمودادم به دست تو برای یادگاری
قابلی نداره برادرمیدونم دوسم نداری
تا یادم نرفته راستی تنها آرزوم همینه
کاش یه روز بگی که من همونم که می خواستی

یا علی

با تو چه زندگی ها که تو رویاهام نداشتم
تک وتنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم
حتی من به آرزوهات تورو آخر می رسونم
میرسی تو. من اما آرزو به دل می مونم
هی میخواستم که بگم که بدونی حالمو
اما ترسو دلهره خط میزدخیالمو
تو رو گفتنو نگفتن از چه روزایی گذشتم
انقدره رفتم و رفتم که هنوزم بر نگشتم
من تموم قصه هام قصه ی توست
اگه غمگین اون از غصه ی توست
هر چه شعر عاشقونه من برای تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما می نوشتم تو بهشتم
اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعثشه
اگه مردم تو بدون چه کسی وارثشه
یا علی