بهاره

به وبلاگ من خوش آمدید




Tuesday, February 07, 2006

فرشته

اخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟
آدم میتونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟

می گن دسای ناز تو مهمون دستای دیگس
یه شب تو دستای منه فردا ولی جای دیگس

می گن تو راست نگفتی که تا آخرش مال منی
چشمای رنگ عسلت دنبال چشمای دیگس

اخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟
آدم میتونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟

اینورو اونور شنیدم تازگیا زیاد میری
همیشه با من نمیای هر جا دلت میخواد میری

با من غریبی میکنی.هرچی میگم نمی دونی
حس میکنم خسته شدی .میخوای منو برنجونی

دلم گواهی میده تو. دنبال یه بهونه ای
همش دلت می خواد بری میگم بمون نمیمونی

اخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟
آدم میتونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟

تو طول راهت نکنه قلبتو دادی به کسی
اون کیه که به جای من شبا براش دلواپسی

چند شبه دیوونه شدم نمیشه باور بکنم
با کابوس نداشتنت زندگیمو سر بکنم

شاید می خوان بین مارو دیوار ابری بکشن
باید بشینم یه گوشه یه فکر بهتر بکنم

اخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟
آدم میتونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟

یعنی دروغه که تورو این روزا دیدن با یکی
یا خواستی امتحان کنی عاشقیمو یواشکی؟

حق با دل من بوده یاچشم و نگاهای همه؟
{بازخودمو گول میزنم با قصه های الکی}

دلم داره بهم میگه نگاش مث گذشته نیست
نه اون کسی که خودشوبرای تو می کشته نیست

قصه ی اولا قصه ی یه فرشته بود
همون دل منو شکست حالا دیگه فرشته نیست

فرشته دل نمیشکنه اهل بهشته باوفاس
خیانت و شکستنم فقط مال ما آدماس

اخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟
آدم میتونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟

شعر از مریم حیدر زاده

Monday, February 06, 2006

یک دروغ ساده

شب مهتابه و چشمام از یاد تو خیس
دیگه عادت شده با بغز واسه ی تو می نویسه

کاش می فهمیدی که قلبم خونه ی آرزوهات بود
یه نفس تنها نبودی همیشه دلم باهات بود

آسمون و ماه نقرش با یه عالمه ستاره
شاهدن که این بریدن دیگه برگشتی نداره

رفتی بی اونکه بدونی دل من مال خودت بود
حال بغزای شبونم به خدا حال خودت بود

سهم چشمای تو بودن توی دنیا هر چی داشتم
واسه ی خاطر نازت جونمو گرو گذاشتم

یه دروغ ساده اما قصه ی ما رو بهم زد
سرنوشتمونو آخر با جدا شدن رقم زد

توپشیمون شدی و من حالا صندوغچه ی دردم
سخته اما باورش کن من دیگه برنمی گردم

امایادت باشه حرفا مث گلوله های برفن
خیلیا قربونیای بی گناه دو تا حرفن

تو ترانه های شرجیم می درخشی تو همیشه
اما من هر کاری کردم که ببخشمت نمی شه

شعراز: مریم حیدرزاده

قهر

همش تو فکر رفتنی******** دیگه نگات نمی کنم
خیلی ازت بی خبرم ******** دیگه صدات نمی کنم
قهرمو بهتر می دونی ******** قهرای من طولانیه
گلای دنیارم بدی ******** آشتی باهات نمی کنم
به این زودی سفارشام******** آب میشه از یادت میره؟
از سفرم وقتی بیای******** فکری برات نمی کنم
من توروخیلی دوست دارم******** کیه که اینو ندونه
دروغ میگم اگه بگم ******** دعا برات نمی کنم
تنهایی درد بدیه ******** تنهامو خیلی منتظر
تو نیستی اما به خدا ******** شک به وفات نمی کنم
قرار نبود تو بری و ******** من از تو بی خبر باشم
آخر نامه هام دیگه ******** جونو فدات نمی کنم
شعرای عاشقونمو ******** می گموپاره می کنم
هم تورو پیشم می بینم ******** هم تماشات نمی کنم
بازی شطرنج چشات ******** غرور شیشه ای موشست
هم تورو ماتت می کنم ******** هم تورو مات نمی کنم
نمیشه عاشقت نبود ******** آخه کسی مثل تو نیست
نگاه به هیچ آسمونی ******** به جز چشات نمی کنم
بگو گناه من چیه ******** که بی خبر موندم ازت
مگه تووقتی غم داری ******** گریه به جات نمی کنم
بگو چرا سفر می ری ******** همش جاهای خیلی دور
مگه خودم زندگیمو ******** ماه شبات نمی کنم
تا لحظه ی برگشتنت ******** ستاره هارو می شمرم
عاشقی زندونه و من ******** فکر نجات نمی کنم
قهرو بهونه ی منو ******** بذار به پای عاشقی
محاله تو کاری بگی ******** بگم برات نمیکنم

شعر از : مریم حیدر زاده