بهاره

به وبلاگ من خوش آمدید




Saturday, April 21, 2007

تنهايي

تنهايي و مي خوام ازت ************ ديگه با تو نمي تونم
از ته دل دارم مي گم ************ از عشقمون پشيمونم
چرا بهت دروغ نگم ************ مگه برات همه كسم
همش بايد فرار كنم************ از روزگار از نفسم
اشك چشام صدا داره********** دلم ديگه جا نداره
آخه مگه درك كردنم********** براي تو كاري داره
نخواستي باورت بشه********** اينجا همش خيابونه
بهار دلش خسته شده ********** حرفاي اون فراوونه